بازگشت اصغر فرهادی به کن با معمایی فرانسوی
اصغر فرهادی از یک واقعۀ ناگهانی استفاده میکند تا «نقاب» را از صورت آدمها بردارد. همان طور که در «دربارۀ الی» غرقشدن یک نفر، یا در «جدایی...» یک هلدادن ساده، فقط بهانهای بود تا بفهمیم این آدمها واقعا کیستند و چه ارزشهایی دارند.
به گزارش پارسینه به نقل از عصر ایران: اصغر فرهادی از یک واقعۀ ناگهانی استفاده میکند تا «نقاب» را از صورت آدمها بردارد. همان طور که در «دربارۀ الی» غرقشدن یک نفر، یا در «جدایی...» یک هلدادن ساده، فقط بهانهای بود تا بفهمیم این آدمها واقعا کیستند و چه ارزشهایی دارند.
داستانی با تار و پود شرافت و قضاوت
اگرچه فرهادی همیشه به پنهانکاری در داستان مشهور است، اما گزارشهای اولیه حاکی از آن است که فیلم به بررسی پیامدهای یک «مواجهۀ ناخواسته و بحرانزا» در متروی پاریس میپردازد که زندگی چندین غریبه را به هم گره میزند. درونمایۀ فیلم دوباره بر همان ستونهای همیشگی سینمای فرهادی بنا شده است: قضاوتهای عجولانه، مرز باریک بین حقیقت و دروغ، و اخلاقیاتی که در لحظات بحرانی محک میخورند.
ارتش ستارگان فرانسوی
یکی از نقاط قوت فیلم جدید فرهادی، تیم بازیگری آن است. فرهادی این بار به سراغ غولهای بازیگری فرانسه رفته است:
ایزابل هوپر: هنرپیشۀ افسانهای، که تخصصش بازی در نقشهای پیچیده و سرد است. همکاری او با کارگردانی که جزئیترین حرکات چشم بازیگر را هم کارگردانی میکند، چه بسا تجربهای عمیقا تازه در کارنامۀ هوپر باشد.
ونسان کسل: حضور او در نقش یک مرد میانسال درگیر بحران، بُعدی متفاوت به فیلم بخشیده است.
کاترین دونو: حضور افتخاری این اسطورۀ سینما، به فیلم فرهادی اعتبار مضاعفی داده است.
سبک بصری و لوکیشن
برخلاف فضای گرم و پر از جزئیات شیراز در فیلم «قهرمان»، «داستانهای موازی» در فضای سرد و مدرن پاریس میگذرد. فیلمبرداری این اثر را تیمی بر عهده داشته که به دنبال ایجاد یک فضای «نئونوآر» و کمی معماگونه بوده است. از تیزرهای منتشره پیداست که پاریس در این فیلم، نه یک شهر رمانتیک، بلکه شهری شلوغ و بیرحم است که آدمها در آن گم شدهاند.
چرا این فیلم برای فرهادی حیاتی است؟
بعد از حواشی حقوقییی که پیرامون فیلم «قهرمان» ایجاد شد، بسیاری منتظر بودند ببینند فرهادی چگونه به دنیای سینما بازمیگردد. او با انتخاب یک پروژۀ بینالمللی، با بودجهای قابل توجه و تیمی از ستارگان، نشان داد که همچنان در اوج قدرت حرفهای قرار دارد و میتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی قصههای جهانی بگوید.
شانس نخل طلا
منتقدین نشریات سینمایی «اسکرین» و «ورایتی» که پیشنمایشهایی از فیلم را دیدهاند، از آن به عنوان یکی از منسجمترین فیلمنامههای فرهادی یاد میکنند. اگرچه رقابت در بخش مسابقۀ کن 2026 بسیار سنگین است، اما فرهادی که پیش از این تقریبا تمام جوایز مهم این جشنواره (به جز نخل طلا) را برده، این بار با یک فیلم فرانسوی اصیل، یکی از شانسهای اصلی برای دریافت این جایزۀ مهم و تاریخی است.
حدسهایی دربارۀ «داستانهای موازی»
چند نکته که احتمالا در فیلم جدید فرهادی با آنها روبرو خواهیم شد و لذت تماشای فیلم را دوچندان میکنند، قاعدتا باید چنین باشند:
دعوایی که برنده ندارد: در سینمای فرهادی هیچ کس کاملا مقصر نیست و هیچ کس هم کاملا بیگناه نیست. این همان چیزی است که قضاوت در قبال کشمکشهای اخلاقی در آثار فرهادی را برای ما سخت میکند.
جزئیات پنهان: فرهادی مثل یک ساعتساز، قطعات کوچک اطلاعات را در طول فیلم پخش میکند. شاید یک نگاه گذرا در متروی پاریس یا یک جملۀ ناتمام در دقیقۀ 10 فیلم، در دقیقۀ 90 تبدیل به کلید فاجعه شود.
واقعهای ناخواسته،با پیامدهای بزرگ: در دنیای دراماتیک فرهادی، آنچه رخ میدهد در واقع یک «موقعیت یا رویداد پیشبینینشده» است که ریشه در خلقیات، پنهانکاریها یا شکافهای شخصیتی آدمهای قصه دارد. این موقعیتها یا رویدادها، بهمنهایی هیستند که از یک مشت برف کوچک (که شاید سالها قبل جمع شده) شروع میشوند.
در حقیقت در فیلمهای فرهادی «تصادف» وجود ندارد، پیامد وجود دارد: آنچه ما تصادف میبینیم، نتیجۀ مستقیم یک انتخاب به ظاهر کوچک در گذشته است. شخصیتها در بنبستی قرار میگیرند که خودشان مستقیما و خودخواسته آن را نساختهاند، اما «نوع واکنش» آنها فاجعه را شدت میبخشد. در همین فیلم جدید (داستانهای موازی)، آن واقعه در مترو صرفا یک جرقه است تا باروت پنهان در روابط شخصیتها منفجر شود.
در واقع فرهادی از یک واقعۀ ناگهانی استفاده میکند تا «نقاب» را از صورت آدمها بردارد. همان طور که در «دربارۀ الی» غرقشدن یک نفر، یا در «جدایی...» یک هلدادن ساده، فقط بهانهای بود تا بفهمیم این آدمها واقعا کیستند و چه ارزشهایی دارند.
ارسال نظر