ورود شاسیبلندهای میلیاردی به ناوگان تاکسی آنلاین؛ رفاه ظاهری و جیب های خالی
خیابانهای تهران این روزها پر شده از رانندگانی با خودروهای گرانقیمت که نه برای انتخاب، بلکه برای بقا کار میکنند.
به گزارش پارسینه،به نقل از اقتصادنیوز، در خیابانهای تهران، افرادی این روزها پشت فرمان خودروهایی نشستهاند که دو ماه جنگ و نااطمینانی، معادله زندگی را برای آنها بههم ریخته است، کسانی که تا پیش از این، خود را در دسته شاغلان با ثبات یا کسبوکارهای سرپا تعریف میکردند، حالا درگیر سادهترین سطح از اقتصاد معیشتی شدهاند: «زنده ماندن و بقا»
مشاهدات میدانی خبرنگار اقتصادنیوز از سطح شهر تهران، بهویژه در خیابانهای اصلی و پرتردد، نشانهای واضح از این تغییر را پیش چشم میگذارد؛ خودروهایی که تا پیش از این کمتر در ناوگان حملونقل اینترنتی دیده میشدند، حالا در حال جابهجایی مسافر هستند.
از شاسیبلندهایی مثل ایون و ام وی ام x22 گرفته تا خودروهایی مانند امویام 315، مزدا۲، چانگان و جک و... مدلهایی که عرف حضورشان در سفرهای عادی تاکسی اینترنتی، چندان رایج نبود.
اما آنچه این تغییر را مهم میکند، صرفاً تغییر نوع خودرو نیست؛ بلکه تغییر جایگاه اقتصادی رانندگان آنها است.
سقوط از «ثبات» به «بقا»
گفتوگو با رانندگان این خودروها، روایتی مشترک را آشکار میکند: سقوط ناگهانی از وضعیت باثبات اقتصادی به موقعیتی که تنها هدف آن، پوشش هزینههای جاری است.
یکی از رانندگان که با خودروی شاسیبلند در حال فعالیت است، میگوید پیش از این در یک شرکت خصوصی مشغول به کار بوده، اما تعدیل نیرو در مدت کوتاهی او را بیکار کرده است. او حالا هر روز چندین ساعت در خیابان کار میکند تا بتواند اقساط عقبافتادهاش را پرداخت کند.
راننده دیگری که در طول روز کارمند است، شبها به ناچار به کار در تاکسی اینترنتی روی آورده است. او توضیح میدهد که درآمد ثابتش دیگر پاسخگوی هزینههای زندگی نیست و فاصله دخل و خرجش آنقدر زیاد شده که بدون این شغل دوم، ادامه کار برایش ممکن نیست.
مغازههایی که با مسافرکشی زنده ماندهاند
در میان این روایتها، داستان کسبوکارهای کوچک و متوسط، وجه دیگری از بحران را نشان میدهد.
برخی از رانندگان، صاحبان مغازهها یا کارگاههایی هستند که فروششان به حدی کاهش یافته که حتی هزینه اجاره را هم تأمین نمیکند. یکی از آنها میگوید اگر چند ساعت در روز کار نکند، ناچار است مغازهاش را تعطیل کند. برای او، رانندگی در تاکسی اینترنتی نه یک انتخاب، بلکه راهی برای جلوگیری از تعطیلی کسبوکارش است.
در مواردی، این وضعیت حتی به کارگاههای تولیدی و فروشگاههای بزرگتر هم رسیده است؛ جایی که مدیر یا مالک، برای جلوگیری از تعدیل نیرو، خود وارد بازار کار غیررسمی شده است.
در یکی از این مواجههها، رانندهای با موتورسیکلتی گرانقیمت در حال جابهجایی مسافر است. او پیشتر حسابدار یک دفتر خدمات هواپیمایی بوده، اما به گفته خودش، «در عرض دو ماه، همهچیز تمام شد.»
او توضیح میدهد که با تعطیلی محل کارش، ناچار شده با همان موتور چندصدمیلیونی، وارد کار پیک و جابهجایی بسته شود. برای او، این موتور که زمانی نشانهای از وضعیت مالی مناسبش بود، حالا ابزار درآمدزاییاش است.
هزینههایی که ناگهان روی دست میماند، بازاری که کشش ندارد
در نمونهای دیگر، رانندهای با خودروی امویام، در حین سفر دچار تصادف جزئی میشود. آسیب به آینه و بدنه خودرو، گفتوگو را به سمت دغدغههای مالی او میبرد. او توضیح میدهد که هدفش از ورود به این کار، جبران هزینهها و اقساط بوده، اما حالا همان خودرو به منبع هزینه جدید تبدیل شده است.
او با لحنی تلخ میگوید که یک اتفاق کوچک، چند میلیون تومان هزینه روی دستش گذاشته؛ رقمی که برای او، در شرایط فعلی، بسیار سنگین است.
این روایتهای فردی، با دادههای رسمی نیز همخوانی دارد. داود محمدی، رئیس اتحادیه حملونقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران، اعلام کرده است که در ماههای اخیر و همزمان با افزایش تعدیل نیرو، تعداد زیادی از افراد به سمت مشاغلی مانند پیک موتوری رفتهاند. با این حال، رکود اقتصادی باعث کاهش سفارشها شده و بازار، توان جذب این نیروی جدید را ندارد.این یعنی حتی این راهحل موقت هم در حال اشباع شدن است.
طبقه متوسطی که پنهان کار میکند
نشانه دیگری از این تغییر، در روایتهای غیررسمی نیز دیده میشود. یک خبرنگار در شبکههای اجتماعی نوشته است که در روزهای اخیر، بارها با رانندگانی مواجه شده که بهتازگی بیکار شدهاند؛ حتی یکی از آنها از آشنایانش بوده و از او خواسته این موضوع را جایی مطرح نکند.
این پنهانکاری، نشانهای از شکاف هویتی است؛ جایی که افراد، هنوز خود را متعلق به طبقهای میدانند که این شغل را موقتی و اضطراری تلقی میکند.
«مرفهین فقیر»؛ طبقهای در حال شکلگیری؟
مجموع این مشاهدات، از شکلگیری یک وضعیت پارادوکسیکال حکایت دارد: افرادی که داراییهایی مانند خودرو یا موتور گرانقیمت دارند، اما در تأمین هزینههای روزمره دچار مشکل شدهاند.
شاید بتوان آنها را «مرفهین فقیر» نامید؛ کسانی که نشانههای ظاهری رفاه را حفظ کردهاند، اما در واقعیت، درگیر فشار شدید اقتصادی هستند. برای این گروه، کوچکترین هزینه پیشبینینشده، از یک تصادف ساده تا تعمیر خودرو، میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود.
آنچه در خیابانهای تهران دیده میشود، صرفاً تغییر الگوی اشتغال نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر عمیقتر در ساختار اقتصادی و اجتماعی است.
ورود این گروه از تازهواردها به بازار تاکسیهای اینترنتی، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، واکنشی به فشارهای اقتصادی است. اما بازاری که خود با رکود مواجه است، نمیتواند برای مدت طولانی پذیرای این حجم از نیروی جدید باشد.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی دیگر این نیست که چند نفر به این بازار وارد شدهاند؛ بلکه این است که این مسیر موقتی، تا چه زمانی میتواند به عنوان راهی برای بقا عمل کند، پیش از آنکه خود به بخشی از بحران تبدیل شود.
ارسال نظر